آنچه در این مطلب فرا میگیرید:
Toggleبهبود بهرهوری در شرکتهای بزرگ: یک رویکرد داده محور
میخواهید بهرهوری را افزایش دهید؟ شروع به اندازهگیری کنید.
موضوع بهرهوری سازمان و شرکت ها یکی از حیاتیترین دغدغههای مدیران ارشد در دنیای رقابتی امروز است. به عنوان یک رهبر در یک شرکت بزرگ، وظیفه شما تنها حل مشکلات پیچیدهای که کل کسبوکار را در بر میگیرد نیست، بلکه باید یک نقشه راه مشترک و شفاف برای مدیران بخشهای مختلف نیز ارائه دهید. چالش اصلی این است که چگونه میتوان در مقیاس بزرگ، تغییرات معناداری ایجاد کرد که به رشد پایدار منجر شود.
با این اوصاف، اکنون بیش از هر زمان دیگری، یک مدل سهمرحلهای برای دستیابی به این هدف اهمیت پیدا میکند. اگر واقعاً میخواهید بهرهوری را افزایش دهید، باید اندازهگیری کنید، بررسی نمایید و انگیزه ببخشید. این رویکرد به شما کمک میکند تا از تصمیمگیریهای مبتنی بر حدس و گمان فاصله گرفته و به سمت مدیریتی دادهمحور حرکت کنید.
-
مدل سه مرحلهای برای افزایش بهره وری در سازمان
با بازگشت گروههای زیادی از کارمندان به محیط کار ترکیبی (Hybrid)، فرصتی واقعی برای مدیران فراهم شده تا استراتژیهای «همه جانبه» را برای مشارکت دادن تیمها در مسیر رشد شرکت فعال کنند. برای رسیدن به این هدف، نیاز به مجموعهای از حقایق مشترک در مورد اینکه چه چیزی کار میکند و چه چیزی کار نمیکند، وجود دارد. این مهم تنها از طریق سه گام اساسی محقق میشود:
- اندازهگیری (Measure): جمعآوری دادههای کمی و کیفی از فرآیندهای کاری.
- بررسی (Review): تحلیل دادهها برای شناسایی گلوگاهها و نقاط قابل بهبود.
- ایجاد انگیزه (Incentivize): طراحی سیستمهای پاداش برای تشویق رفتارهای مطلوب.
تاثیر داده ها بر بهره وری از دیدگاه دانشگاه استنفورد
به گفته دکتر نیکلاس بلوم، استاد برجسته اقتصاد در دانشگاه استنفورد و مشاور کسبوکار، بهترین توصیه برای رهبران در این موقعیت، یافتن حقایق از طریق اندازهگیری و بررسی است. تحقیقات او بر روی شرکتهای بزرگ (با ۱۰۰۰ کارمند یا بیشتر) نشان میدهد که بهرهوری سازمان و شرکت ها ارتباط مستقیمی با توانایی آنها در تحلیل دادهها دارد.
دکتر بلوم بر اهمیت اندازهگیری و بررسی دادهها برای رهبرانی که میخواهند بهرهوری را افزایش دهند، تأکید میکند و میگوید: «بدون داده، شما نمیتوانید کاری انجام دهید. من در بسیاری از پروژههای تغییر و تحول مدیریت مشارکت داشتهام، و یکی از اولین کارهایی که انجام میدهیم اندازهگیری چیزهاست.» او میافزاید: «هنگامی که اندازهگیری میکنید و آن دادهها را به افراد ارائه میدهید، آنها تمایل دارند به آن نگاه کنند و نقاط ضعف کسب و کار را شناسایی کنند.» در این مسیر، بهرهگیری از خدمات یک مربی کسب و کار میتواند فرآیند تحول را تسریع کند.
مدیریت زمان در جلسات کاری: پاشنه آشیل بهرهوری
تحقیقات جدید یکی از بزرگترین نقاط ضعف در سازمانهای بزرگ را آشکار میکند: کارمندان احساس میکنند که سازمانشان میتواند با کاهش تعداد ساعات جلسات غیرضروری در هفته، بسیار قویتر و کارآمدتر شود. این موضوع یکی از موانع اصلی در مسیر افزایش بهره وری در سازمان است.
بلوم میگوید: «وقتی تعداد زیادی از کارمندان در جلسات متعدد حضور داشته باشند، به سرعت مشخص میشود که اتلاف وقت زیادی در حال وقوع است.» این اتلاف زمان نه تنها هزینههای پنهان زیادی به شرکت تحمیل میکند، بلکه باعث فرسودگی شغلی و کاهش انگیزه کارکنان نیز میشود.
چرا جلسات زیاد به بهرهوری آسیب میزنند؟
دادههای جدید در این گزارش ویژه که از شاخص جهانی (شامل بررسی بیش از ۱۰۰۰۰ کارمند در سراسر جهان) به دست آمده است، نشان میدهد افرادی که در شرکتهای متوسط یا بزرگ کار میکنند، بیش از چهار ساعت در هفته را در جلسات غیر ضروری میگذرانند. این رقم تقریباً دو برابر زمانی است که افراد در شرکتهای کوچک صرف این جلسات میکنند (۲.۶ ساعت در هفته). این آمار به وضوح نشان میدهد که چرا بهرهوری سازمان و شرکت های بزرگ اغلب با چالش مواجه است.
بلوم توضیح میدهد که راهحل در اندازهگیری است که میتواند شفافیت را برای تصمیمگیرندگان ایجاد کند. او میگوید: «درباره دادهها بحث کنید. به نظر من دادهها حیاتی هستند، اما بررسی منظم آنها نیز اهمیت دارد. و برای اطمینان از وقوع تغییرات مثبت، شما به مشوق نیاز دارید.» برای یادگیری تکنیکهای مدیریتی نوین، شرکت در یک دوره کوچینگ کسب و کار میتواند بسیار مفید باشد.
روانشناسی بهره وری: فراتر از ابزارها و فرآیندها
هرچند دادهها و فرآیندها اهمیت دارند، اما نباید از جنبه انسانی غافل شد. مشوقها – چه پاداش مالی یا سهیم شدن در موفقیت کلی شرکت – کارمندان را تشویق میکند تا فرآیندهای بیشتری را اندازهگیری و بررسی کنند تا به دنبال فرصتهایی برای افزایش بهره وری در سازمان باشند. این فرمول (اندازهگیری-بررسی-ایجاد انگیزه) برای انواع فرآیندها، نه فقط جلسات، کاربرد دارد.
با این حال، بلوم اشاره میکند که مشوقهای احساسی و فشارهای اجتماعی اغلب باعث میشوند مدیران جلسات را با افراد بیشتری از حد نیاز پر کنند که این امر روند کار را کند میکند. او میگوید: «تعجب نمیکنم که زمان زیادی در جلسات تلف شود. اغلب، مدیران افراد بیشتری را از حد نیاز به جلسات دعوت میکنند زیرا نمیخواهند متهم به عدم همکاری یا غیرقابل انعطاف بودن شوند.»
در مقابل، کارمندان نیز مجبور میشوند در این جلسات شرکت کنند زیرا نمیخواهند به مدیر خود سیگنال منفی ارسال کرده یا غیرمتعهد به نظر برسند. حقیقت این است که انگیزه اصلی کارمندان، دستیابی به نتایج و بهرهوری است، نه صرفاً شرکت در جلسات. خدمات کوچینگ سازمانی میتواند به مدیران در اصلاح این الگوهای رفتاری کمک کند.
راهکارهای عملی برای بهره وری فراتر از مدیریت جلسات
علاوه بر بهینهسازی جلسات، راهکارهای دیگری نیز برای بهبود بهرهوری سازمان و شرکت ها وجود دارد. تعریف اهداف شفاف با استفاده از متدولوژی OKR، فراهم کردن ابزارهای تکنولوژیک مناسب، ترویج فرهنگ بازخورد سازنده و سرمایهگذاری در آموزش مهارت های کوچینگ برای مدیران، همگی میتوانند تأثیر شگرفی بر کارایی کل مجموعه داشته باشند. همچنین، استفاده از خدمات مشاوره کسب و کار میتواند دیدگاههای جدیدی را برای رهبران سازمان به ارمغان بیاورد. در نهایت، نقشه راه کوچینگ میتواند مسیر روشنی برای توسعه فردی و تیمی ترسیم کند.
سخن پایانی
در نهایت، برای بهبود بهرهوری سازمان و شرکت ها باید یک رویکرد استراتژیک و مبتنی بر داده اتخاذ کرد. شرکتهای بزرگ با وجود ساختارهای پیچیده، منابع و فرصتهای بینظیری برای ایجاد تغییرات بزرگ در اختیار دارند. با اندازهگیری فعالیتها، بررسی دقیق دادهها و ایجاد انگیزه در کارکنان، میتوان عملکرد را به طور قابل توجهی ارتقا داد و در بازار رقابتی امروز پیشرو باقی ماند. برای شروع این تحول، میتوانید درخواست کوچینگ سازمانی خود را ثبت کرده و از تجربه یک کوچ سازمانی حرفهای بهرهمند شوید. همچنین، منتورینگ سازمانی و دوره کوچینگ سازمانی نیز گزینههای مکملی برای توانمندسازی مدیران و کارکنان هستند.







